هیچ چیز
-
تاریخ: 1403/5/9 ساعت: 15:30
هیچ چیز باقی نمیماند هیچ چیز اَبَدی نیست نه خنده های از تَهِ دل و نه غمهای نفسگیر نه تو وَ نه من .
عهد
-
تاریخ: 1403/4/30 ساعت: 4:49
عهد بستی آنچه میان ماست همیشگی ست یادم رفت که بپرسم آیا دوستی را می گویی یا دلتنگی را. نزار قبانی
ستاره ی من
-
تاریخ: 1403/4/30 ساعت: 4:49
میگن هر آدمی یه ستاره توی آسمون داره، ستارهی تو کدومه؟یاد معلم علوم راهنمایی افتادم که می گفت: برخی از ستاره ها خیلی وقته نابود شدن؛ ولی ما روشناییِ قبل از نابودیشون رو می بینیم!نمی دونم ستارهی من کدومه، ولی شاید خیلی وقته نابود شده.Adblock test (Why?)
گذشته ها
-
تاریخ: 1403/4/30 ساعت: 4:49
کاش آدمیزاد به گذشته های خودش دسترسی داشت. مثلا یک زمانی رو به دلخواه از ذهنش پاک می کرد. خاطراتی رو به دلخواه فراموش می کرد.انگار نه انگار که در گذشته ها چه خبرهایی بوده.یا کاش می شد مانند درسی که تموم شده و امتحانش رو دادی و نمره اش رو گرفتی ؛ می شد کوله ات رو برداري و بگی آقا من دیگه غصه هام رو خ...
اثر انگشت
-
تاریخ: 1403/4/14 ساعت: 10:58
اثر انگشت ما از قلبی که لَمسش کرده ایم هرگز پاک نمیشود
بال غربت
-
تاریخ: 1403/4/14 ساعت: 10:58
ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون بادبه گرفتار رهایی نتوان گفت آزادکوچ تاچند؟ مگر میشود از خویش گریخت«بال» تنها غم غربت به پرستوها داداینکه «مردم» نشناسند تو را ، غربت نیستغربت آن است که «یاران» ببرندت از یادفاضل نظریAdblock test (Why?)
چشم و دل سیر
-
تاریخ: 1403/4/14 ساعت: 10:58
با آدم چشم و دل سیرتو هرگز به مشکل نمیخوریحرف میزنه عمل میکنهپا پس نمیکشهزخم نمیزنهاصالت دارهحرمت بلدهمرهم میشهرفیق میشهیار میشه.Adblock test (Why?)
صبا و کوی دوست
-
تاریخ: 1403/3/11 ساعت: 1:50
ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانیجهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانیبر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمدتو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانیچو پیش خاطرم آید خیال صورت خوبتندانمت که چه گویم ز اختلاف معانیمن ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانمتو میروی به سلامت سلام من برسانیسعدی شیرازیAdblock test (Why?)
بی پناه
-
تاریخ: 1403/3/1 ساعت: 20:07
تو در نبود کسی که دوستش داری، بی پناه خواهی ماند، حتی اگر همه جهان تو را در آغُوش بگیرند.
چیزهای با ارزش تر
-
تاریخ: 1403/3/1 ساعت: 20:07
سرانجام یک روزی بزرگ خواهی شدو یاد خواهی گرفت که در زندگیچیزهایی هست، که از غرور وخودپسندی بسیار باارزشترند.رمان : در جستجوی زمان از دست رفتهمارسل پروستAdblock test (Why?)
راه لی پایان
-
تاریخ: 1403/3/1 ساعت: 20:07
من کجا، باران کجا و راه بى پایان کجاآه این دل دل زدن تا منزل جانان کجاهرچه کویت دورتر دل تنگ تر مشتاق تردر طریق عشق بازان مشکل آسان کجاشعر از : پوریا سوریAdblock test (Why?)
ای لحظه های خوش
-
تاریخ: 1403/2/20 ساعت: 11:06
اى لحظه های خوش كه هنوز از راه نرسیدهاید آيا نمیشود راه كوتاهترى در پیش بگیرید؟ پیش از این كه دلهایمان پوسیده شوند؟ نزار قباني
بار سنگین
-
تاریخ: 1403/2/20 ساعت: 11:06
توی دوران بچگی، هیچ گذشتهای وجود نداره. بخاطر همین دوران شیرینی هست. بار سنگین گذشته، آدما رو خسته می کنه.
زندگی با کاستی ها و رنج ها
-
تاریخ: 1403/2/20 ساعت: 11:06
راستش آدم همین که معمولیبودن رو میپذیره،زندگی بهتر میشه.اینکه قرار نیست کار خاصی بکنه،جز مدتی زندگی کردن،با همه کاستیها و رنج ها.سرخوشی های زودگذر و دلنگی های ماندگارلذت های اندک و درد های مزمن.سلام های کوتاه و خداحافظی های بی پایانAdblock test (Why?)
کافکا در کرانه
-
تاریخ: 1403/1/30 ساعت: 12:54
بستن چشمهايت چيزی را تغيير نمیدهد. هيچ چيز فقط به خاطر اينكه تو، آنچه را دارد اتفاق میافتد نمیبينی، ناپديد نمیشود.درحقيقت بار ديگری كه چشمهايت را باز كنی اوضاع حتی خيلی بدترخواهد بود.دنيايی كه ما در آن زندگی میكنيم اين چنين است. چشمهايت را كاملا باز نگه دار. فقط يك ترسو چشمهايش را میبندد.بستن چشمهاي...
روند دردناک
-
تاریخ: 1403/1/30 ساعت: 12:54
از دست دادن کسی که خیلی دوستش داشتی یک روند خاصی داره. اولش غمگین شدنه. بعدش افسوس .پس از یه مدت ،خیلی چیزا فراموش میشه و فقط مقدار زیادی دوست داشتن میمونه که تو رو دلتنگ میکنه. اما چه فایده؛ تو دیگه فراموش شدی.Adblock test (Why?)
زمستان و بهار
-
تاریخ: 1403/1/16 ساعت: 12:23
هیچ شبی و هیچ زمستانی همیشگی نیست. همچنان که هیچ روشنایی و هیچ بهاری برای هميشه نمی ماند. آفتاب میتابد، شاخهها جوانه می زنند و همه ی شکوفهها زاده خواهند شد. هیچ ابری تا همیشه در برابر خورشید نمیایستد. روشنی سیاهی را میدرد، بهار همه جا را سبز میکند. سختیها هم روزی به پایان می رسند و باز دوباره روز از...
۰۰۰۰۰۰۰۰
-
تاریخ: 1403/1/16 ساعت: 12:23
مظلوم ترین حرف ها حرف هایی هستند که شب، پیش از خواب به ذهنت می رسه ولی نمی تونی به کسی بگی و توی سینه ات حبس می کنی تا فراموش بشن.
یک سال
-
تاریخ: 1403/1/16 ساعت: 12:23
یک سال هم به همه اون سالهایی که مانند برق می گذرند اضافه شد
زخم ها و مرهم ها
-
تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 14:03
u200fمیدونم چرا هیچ وقت به یاد من نمی افته.فکر می کنم من زخمی به روح و روانش نزدمکه هر لحظه یادم بیفته. آخه آدما به زخمهابیشتر فکر میکنند تا به مرهم ها Adblock test (Why?)